آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
215
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
موضوع بود سواره بازگشت ، از اسب پياده شد و با چاقوى خود گوش او را از ته بريد . ما تعجب كرديم كه چطور خوانين شاه يا شاهزادگان از اينكه وظيفه جلادان را انجام مىدهند از كردهء خود شرم نمىكنند . در محلى كه گفته مىشد حيوانات جمعند ، محوطهء ديوار كشيدهئى مانند صحنه نمايش وجود داشت كه شاه و همگى در آنجا مستقر شديم . ابتدا شيرينى تعارف كردند و چند با جام شراب را دور چرخاندند ، سپس سى و دو رأس گورخر را به درون محوطه راندند . اول شاه چند تير با كمان و شمخال به جمع آنان انداخت و سپس هر كس كه مايل بود به طرف آنها تيراندازى مىكرد . به بدن بعضى از گورخرها ده تير و يا بيشتر اصابت كرد ، اينها وقتى كه به ساير همنوعان خود كه سالم بودند تنه مىزدند با يكديگر درگير مىشدند و همديگر را گاز مىگرفتند . پس از آنكه بخشى از اين سى و دو گورخر با تير و بخشى با شمشير از پاى درآمدند ، نوبت آمدن آهوها به صحنه رسيد ، تعدادشان سى رأس بود كه بر آنان نيز همين ماجرا رفت . سپس تمام حيوانات كشته شده را كنار يكديگر مقابل شاه قرار دادند كه بعدا به آشپزخانه شاهى انتقال يافتند . كرك يرك « 1 » يا رئيس دربار شاه به نام محمد على بيك « 2 » كه چندين ساعت در حضور شاه مشروب نوشيده بود مست شد و شروع به بلند حرف زدن كرد . شاه به دو نفر از ملازمان خود دستور داد كه او را بر اسب نشانند و از آنجا دور كنند ولى او از سوار شدن سر باز زد و خواست فرار كند كه شاه به سوى او رفت و بازويش را
--> ( 1 ) - Kerekjerek - احتمالا گرك يراقباشى است كه در رستم التواريخ به عنوان مسئول تهيه لوازم و سلاح و پوشاك آمده است - م . ( 2 ) - اصل : Mahumed Alibek - براى آگاهى از زندگى اين چوپان خود ساخته و شخصيت ممتاز كه ناظر و رئيس دربار شاه صفى بوده است ، به كتاب سياست و و اقتصاد عصر صفوى صفحات 99 - 145 و 165 و نيز سفرنامه تاورينه صفحه 115 تا 121 رجوع فرمائيد - م .